نقش تعیین کننده مؤلفه شخصیت نوعD (عاطفه منفی) در پسوریازیس
نقش تعیین کننده مؤلفه شخصیت نوعD (عاطفه منفی) در پسوریازیس

افـراد دارای تیـپ شخصیتی D دو ویژگی بارز شامل «عاطفه منفی و بازداری اجتماعی» دارند. عاطفهی منفی تمایل افـراد به تجربه احساسات منفی در موقعیت های مختلـف و بازداری اجتماعی تمایل افراد برای اجتناب از ابراز ایـن هیجانهای منفی در تعاملات اجتماعی اسـت تحقیقات انجامشده توسط Bulik-Ogińska و همکاران نشان داده است که مؤلفه شخصیت نوعD (عاطفه منفی) نقشی تعیین کننده در بیماری پسوریازیس ایفـا می کند.

افـراد دارای تیـپ شخصیتی D  دو ویژگی بارز شامل «عاطفه منفی و بازداری اجتماعی» دارند. عاطفهی منفی تمایل افـراد به تجربه احساسات منفی در موقعیت های مختلـف و بازداری اجتماعی تمایل افراد برای اجتناب از ابراز ایـن هیجانهای منفی در تعاملات اجتماعی اسـت تحقیقات انجامشده توسط Bulik-Ogińska و همکاران نشان داده است که مؤلفه شخصیت نوعD (عاطفه منفی) نقشی تعیین کننده در بیماری پسوریازیس ایفـا می کند.

fdjk,dsfdzfg

مؤلفه شخصیت نوعD:

چیزی کـه بیـشتر مـشخص شـده اسـت ایـن اسـت کـه یکـی از مؤلفه های شخصیت نوعD ، به عنوان پـیش بینـی بـرای بیماری هایی ازقبیل بیماری عروق کرونـر قلـب، فـشار خون بالا، سرطان،  بیماری زخم پپتیک و پـسوریازیس به حساب میآید.

درحقیقــت دو مؤلفــه شخــصیت نــوع D یعنــی عاطفهی منفی و بازداری اجتماعی (منع ابراز هیجانات در روابط اجتماعی و اجتناب از ارتبـاط هـای کلامـی و غیرکلامی با اطرافیـان) زمینـه تجربـه هیجـانهـای ناخوشایند و در عین حـال عـدم ابـراز آن هـا را فـراهم مــیآورنــد و ازطرفــی بــه دلیــل تأثیرپــذیری بیمــاری پسوریازیس از پریـشانی هـای روانشـناختی، ایـن امـر میتواند باعث تشدید سیر بیماری و پیامـدهای آن بـر زندگی افراد مبتلا به ایـن بیمـاری شـود.

هـمچنـین سرکوبی هیجانهای منفی میتواند منجر بـه ابـتلا بـه انواع اختلالات جسمانی شود. علاوه بر این بررسی هـای محققان نشان میدهد که عدم ابراز هیجانهای منفـی با خشم، رنجـش و پرخاشـگری همـراه خواهـد بـود و سرکوبی این هیجانهای منفی ثانویه نیز خود منجر به بروز اختلالات جسمی روانتنی میگردد.

نقشی تعیین کننده مؤلفه شخصیت نوعD (عاطفه منفی) در پسوریازیس:

مطـابق بـا ایـن یافتـه، Vari  و همکــاران در پــژوهش خــود بــر روی بیمــاری پسوریازیس به این نتیجه رسیدند کـه افـراد مبـتلا بـه بیماری پسوریازیس نه تنها در فهم هیجان هـا، بلکـه در تنظیم هیجانهای خود نیـز دچـار مـشکل هـستند.

در افــراد آســیب پــذیر نــسبت بــه پریــشانی هــای روانشناختی، اسـترس باعـث آزادسـازی مـواد ایمنـی عصبی ازجمله نوروپپتیدها میشود که ممکـن اسـت به طور منفی همئوستازی پوست را ازطریق فعالسـازی فرایندهای التهابی در لایه های عمیقتـر پوسـت تحـت تأثیر قـرار دهـد. اسـترس هـمچنـین ممکـن اسـت نفوذپذیری مانع اپیدرمی را تغییر دهد و نابهنجاری در مانع اپیدرمـی مـیتوانـد از طریـق فعـالسـازی آبـشار سیتوکین منشأ گرفته از اپیـدرمی بـه ایجاد پسوریازیس کمک کند.

بنابراین ویژگی های شخصیت نوع D و دشواری های تنظیم هیجان مـیتواننـد در پیامـدهای روانشـناختی بیماری پسوریازیس ازجمله افسردگی افـراد مبـتلا بـه این بیماری اثرگذار باشند. از اینرو توجه به درمانهای روانشناختی با هـدف افـزایش آگـاهی هیجـانی افـراد مبتلا به این بیماری، تقویت احساس ایمنـی آنهـا در روابط بینفردی نزدیك و افزایش حمایـت اجتمـاعی از آنها در كنار درمانهای پزشكی رایج، میتواند امكـان درمان جامعتری را برای افراد مبـتلا بـه ایـن بیمـاری فراهم كند.